...نذار بشم خسته ، نذار بشم تنها ،گل بارون زده ، دلگیره بی تو قلبم
حدودا یک ماه دیگه بیشتر تا المپیادم نمونده و درگیر اونم این یک ماه. آپ جدید نمیکنم ولی نظراتو میام بخونم ... خیلی برام دعا کنید دوستای عزیز ... و فراموش میکنم که هوا پاییزی است... برخیز تا پنجرهها را به روی خزان ببندیم، بیم دارم خزان خاطراتمان را غارت کند... باغچه از حجم علفهای هرز سکوت انباشته شده ... از خلوت کوچه دلم میگیرد و هنوز در انتظار بارانی شدن چشمانت هستم... هر چند که میدانم بارانی شدن، دل آسمانی میخواهد... زائری بارانی ام آقا به دادم می رسی ؟ ما که به مدرسه نرسیدیم برگشتیم !!! چه مغرورانه اشك ريختيم ؛ چه مغرورانه سكوت كرديم ؛ چه مغرورانه التماس كرديم ؛ چه مغرورانه از هم گريختيم ؛ غرور هديه شيطان بود و عشق هديه خداوند ؛ هديه شيطان را به هم تقديم كرديم ؛ هديه خداوند را از هم پنهان کرديم ... من تو را مي خواهم و همين ساده ترين قصه يك انسان است ، تو مرا مي خواني من تورا ناب ترين شعر زمان مي دانم و تو هم مي داني تا ابد در دل من مي ماني. پ . ن ۱ : مخاطب خاص نداشت شعره ... پ . ن ۲: بعضی وقتا چقدر خوبه و لازمه آدم پل های پشت سرشو خراب کنه ... تعجب نکنین از حرفم ؛ موقعیتش پیش بیاد می فهمید چی میگم ... خیلی آرامش میده به آدم ... امتحانش کنید ... به اندازه یک لبخند ، یک نگاه ؛ تا از یاد نبریم روزگاری با هم بودیم ... مانده ام سر در گریبان از غروب سرخ آفتاب پاییز شاید خاطره ای منتظر لمس نگاهت باشد ... خدا گوید : تو ای زیباتر از خورشید زیبایم ... تو ای والا ترین مهمان دنیایم ... شروع کن ، یک قدم با تو ... تمام گامهای مانده اش با من ...
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
برچسبها: باران![]()
بی پناهم ، خسته ام ، تنها ، به دادم می رسی ؟
گر چه آهو نیستم اما پر از دلتنگیم
ضامن چشمان آهوها به دادم می رسی ؟
من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام
هشتمین دردانه زهرا به دادم می رسی
السلام علیک یا امام الرئوف!
سلام بر تو که مهربانی هایت از شمار زائران انبوهت بسیار بیشتر است.
امروز، سلام اشکبار ما با سوختن «اباصلت» همراه شده است.
*******
سلام بر تو ای خورشید تابان خراسان که تمام انگورها، مرثیه خوان واپسین لحظات توانَد.
*******
سلام بر تو ای عصمت هشتم! کوچه های توس، هنوز بوی عطرآگین تو را می دهد و آوای غریب ملایک هنوز در طواف حریم کبریایی ات به گوش می رسند.
*******
ای امام الرئوف! همراه با کبوتران حرمت، محزون و گریان دل را به دور بارگاه تو پر مى دهیم تا با زمزمه ملائک همراه شویم. ![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
بی تو در شب های غمگین
بی تو باشد همدم من
یاد پیمان های دیرین
آن گل سرخی که دادی
در سکوت خانه پژمرد
آتش عشق و محبت
در خزان سینه افسرد
کنون نشسته در نگاهم
تصویر پر غرور چشمت
یک دم نمی رود از یادم
چشمه های پر نور چشمت
آن گل سرخی که دادی
در سکوت خانه پژمرد![]()
که فردا بر گورم نثار می کنی
امروز با شاخه گل کوچکی یادم کن
به جای قطرات اشکی
که بر قبرم می ریزی
امروز با تبسمی شادم کن ...
![]()
گریز از خود م اما چقدر نا ممکن ...
گناه از تو نبود
لحظه های من بودند که از امید حضور تو پر شده بود...
اگر چه چشم براه توام
خوب می دانم
تو در گریز از تمام آدمیان قهرمان خود شده ای... ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |





